![]() |
![]() |
|
| یه روزی - یه جایی - یه جوری - یه چیزی - یه کسی...صبر داشته باش...!!! |
|
فرشته کوچکم چقدر از نبودنت دلتنگم، که من بیش از تو به بودنت محتاجم،میدانم روزی به نزدیکی خاطره در کنارم خواهی بود تا شادیهایمان را با ابدیت پیوند دهیم. دلبندم! روزهایی را تصور کن که از آن ما خواهد بود .آن زمان با دست کوچکت دستم رامی گیری و بسوی آینده میکشانی.این شبهای سخت و این روزهای بی قراری را با امید روزهای شاد بودنت سپری میکنم.این روزها که بودنت را بیش از هر زمان دیگری حس میکنم با حرکات آرام و شیطنتهایت چه زیباست با تو زمزمه کردن و نوازش کردنت.چقدر بی تاب حضورت هستم!تا وقتی وجودت را حس نمی کردم این همه برای داشتنت عجله نبود.ولی حالا تحمل همین سه چهارماه باقی مانده چقدر سخت است.چقدر طولانی است..... تصور کن روزهایی را که تو هم به جمع ما اضافه شوی و چقدر شیرین می شود زندگی... وای که آدمیزاد چه حریص است.تا کنون این همه به زندگی اهمیت نمی دادم.اما حالا دلم می خواهد زنده باشم و تو را ببینم.بزرگ شدنت را....وبازتصور کن زمانی که دستهای توانمندت کهولتم را به تیمار میگیرد.گفتم که آدمیزاد حریص است به زنده ماندن تا زمان کهولت و پیری هم می اندیشم!
بی صبرانه منتظر شنیدن صدای اولین گریه ات هستم!کاش وقتی به دنیا می آمدی می خندیدی!!!دوستت دارم کودکم
(یاسمین)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 20:19 توسط یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش تو چه ها که نمی اندیشی... به خود خدا... به خودت و خدا... و به آن چه می خواهد خدا... این هدیه سکوت است که تو می بینی فقط خدا مانده و تو و هزار معجزه در انتظار تجلی.... پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن از صدای سکوت پند گیر........ |
|
RSS
مجيد شر |