![]() |
![]() |
|
| یه روزی - یه جایی - یه جوری - یه چیزی - یه کسی...صبر داشته باش...!!! |
|
همه دست افشان غزل نوروز را آغاز کرده ايم تا بهاري دل انگيز را در پايان زمستاني سرد بنشانيم.
بهاري ديگر رسید و سال ايراني نو شد و در مقدم بهار گل هاي سرخ وطن مي شکوفند و باد عطر بهار نارنج را از ديار طبرستان بر سرزمين اهورائي ما مي گستراند. برای ایران و ایرانیان عزیزم آرزوی بهترین ها را دارم.
"بهار فصل درنگ عاطفه در کوچه باغهاست. کوچه باغ هاي انديشه کوچه باغ هاي نگاه و کوچه باغ هاي مهرباني پس درنگي کنيم تا بار ديگر بهار را در لباس احساس درک کنيم."
سبزي روزهاي بهاري تقديم لحظات زندگي تان بهارتان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 16:31 توسط یاسمین |
|
|
عشقبازی به همین آسانی است...
شاعری با کلماتی شیرین دست آرام و نوازش بخش بر روی سری پرسشی از اشکی وچراغ شب یلدای کسی با شمعی و دل آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی
پ.ن۱:بهتر دیدم در این روزهای زیبا و شاد پایان سال از حال و روز خودم چیزی نگم.فرصتی برای کامنت گذاشتن در وبلاگهای زیبایتان ندارم.ولی میخونمتون. پ.ن۲:خواننده آهنگ وبلاگم علیرضا افتخاری است. بهارتان سبز و زیبا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 17:19 توسط یاسمین |
|
|
سلام
با نزدیك شدن به پایان سال، شمارش معكوس برای انتظار یك تولد بهاری شروع میشه، رنگ ماتم از چهره ی شهرها و خونه ها زدوده میشه. غم جاى خودش رو به شادى میده و شكوفه هاى سفید بر قلبها شكوفا میشوند. دیگه داره عید میشه و صدای پای بهار از راه میرسه، كم كم داریم به انتهای سال جاری و ویژگی های خاص شب عید نوروز نزدیک می شویم . این روزها حال و هوای همه چیز تغییر كرده و میشه گفت یه جورایی بوی عید، اومدن بهار و صدای دلنشین پای عمو نوروز كه نوید بخش سال نو و تحول زیبای طبیعت است از راه میرسه.درختهای گیلاس شکوفه دادند و همه جا رو پر از زیبایی کردند.دلم بی تاب و بی قرار عطر یاسها و بهار نارنجهاست.این روزها هیچی برای من گوشنوازتر از صدای چلچله هایی نیست که از سفر بازگشتند.هیچ چیز زیباتر از شکوفه های درختانی نیست که با رنگهای سفید و صورتی اشون زیبایی حیاط رو دوچندان کردند. ازدحام خیابونها، كوچه ها و بازارها همه رو تحت تاثیر قرار داده و همه جا پر شده از هیاهویی كه تا كمتر از ۹ روز دیگه به شادیها، دید و بازدید ها و احیانا مسافرت های شیرین و دلپذیر خواهد انجامید. نکنه خونه تكونی دلهامونو فراموش کنیم. هیاهو و آشوب قلبمونو بیرون بریزیم. چون علاوه بر اینكه جای زیادی رو میگیرن در عین حال سعی می كنند آرامشمونو بهم بزنند امیدوارم با سرخی رخسارتون فرصت به حضور هیچ زردی رو ندید و همواره شاد و سرحال و تندرست باشید. چترها را بايد بست.
پ.ن:بماند که خودم هنوز هیچ کاری برای استقبال از بهار نکردم.
(یاسمین) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 16:29 توسط یاسمین |
|
|
يا علي گفتيم وعشق آغاز شد ***************************** عشق طرح ساده لبخند ماست معني لبخند ما پيوند ماست. عشق را با دستهاي مهربان هر كه قسمت مي كند مانند ماست. هر پيوندي رازيست . دريچه وآغازيست. پيوند نام و قلب . پيوند زندگي ست. پيوند عشق اما آغازي ديگر است!!!
الهه عشق به انسانها آموخت كه عاشقانه زندگي كنند.و با پيوند هميشه پايداري كه سوگندش را در قلبهايشان جاودانه كرده اند به هم در آميزند ويكي شوند .چه شادمانه است تكرار فرياد گونه اين سوگند. امروز با خبر شدم دوست خوبم هستی شریک و همراه زندگیش رو پیدا کرده و پیوند آسمانیشون رو جشن گرفتند.این بهترین خبری بود که می تونست شادم کنه.ضمن تشکر از خاله فرای خوبم که منو از این قضیه مطمئن کرد صمیمانه برای هستی عزیزم شادی و خوشبختی رو تا پایان آرزو میکنم. هستی عزیزم :
پیوستن قلبهایتان را شاد باش میگویم.سبز باشید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 16:31 توسط یاسمین |
|
|
به چه فکر ميکني؟ به گذشته، به بودن و نبودن؟ به خواستن و نخواستن؟ به باختن آيا بيش از اين خود را مشغول اين تفکرات خواهي نمود؟ آيا باز هم روزهايت را اينچنين سپري خواهي کرد؟! بلند شو پرده ها را کنار بزن به خورشيد نگاه کن به تابندگي اش نگاهش کن چه آرام ميسوزد و نور ميافشاند صدايش بزن ترا خواهد شناخت. از او بپرس که براي فردا چه تصميمي دارد! ميخواهد طلوع کند؟ امروز چه کرده است؟ باز هم طلوع... و ديروز خورشيد برايت از غروب نخواهد گفت هر چه هست نور است و صبح. آفتاب مهربان روزها غمهاي فراواني به دل دارد. از شامگاهان که با خون گريه هايش آسمان سرخ فام را به شب سپرده است... ولي هر صبح فراموششان کرده!!! تا ترا به ميهماني سپيده دم ببرد... و گرمي و روشنايي را به تو هديه کند. تو چرا فراموش نکني... تو چرا پنجره را باز نکني؟ امروز همان فرداييست که در انتظارش بودي. هديه خورشيد تازه است و نو شروع کن ... بايد کهنه ها را دور ريخت. نه به اطراف نگاه نکن... از خودت شروع کن خود را از بندهاي گذشته رها کن . با خورشيد همراه شو... دوباره طلوع کن بتاب و زندگي ات را گرم کن. اگر خورشيد فردا را ميسازد تو هم فرداي خود را بساز. به زندگی من هم بتاب ! من آفتاب حضورت را نیاز دارم هميشه ... هميشه ... هميشه ...
پ.ن: غیبت این چند روزم را بگذارید به حساب کسالت با کمی چاشنی رخوت و تنبلی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 19:3 توسط یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش تو چه ها که نمی اندیشی... به خود خدا... به خودت و خدا... و به آن چه می خواهد خدا... این هدیه سکوت است که تو می بینی فقط خدا مانده و تو و هزار معجزه در انتظار تجلی.... پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن از صدای سکوت پند گیر........ |
|
RSS
مجيد شر |