تبليغاتX
حصار سکوت Clicky Web Analytics Clicky
یه روزی - یه جایی - یه جوری - یه چیزی - یه کسی...صبر داشته باش...!!!
 

سکوت را به خودت هدیه بده....

نیازی به دانستن بیشتر نیست، فقط و فقط ساکت شو...

بی هیچ اندیشه و تصوری فقط گوش کن...

گذرگاهی بی گره باش تا هستی از تو بگذرد...

زمین پیش از تو این اجازه را به کاینات داده!

این همه شکوه و عظمت، این همه زیبایی،این همه گلهای معطر و رنگارنگ

شکوه درختان، آواز پرندگان، نغمه رودخانه ها،دریاها...هیبت کوهها و...

همه و همه ناشی از گوش کردن زمین است به نغمه های آسمان!

بگذار تا هستی از تو نیز بگذرد

اجازه بده تا خداوند نغمه هایش را از تو نیز جاری کند!سر راهش نباش!

نیازی نیست که به جستجوی حقیقت باشی...

بذر حقیقت هم اکنون نیز در دل توست!

در اعماق وجودت پنهان است....

فقط کافی است اجازه بدهی باران عشق بر آن ببارد...

ساکت شو و به کناری بکش! راه را باز کن!

زمانی که به چنین سکوتی دست یافتی!

زمانی که نفست را کنار گذاشتی

آنگاه برای نخستین بار می توانی چیزهایی را ببینی و بشنوی

که پیش از این قادر به دیدن و یا شنیدنشان نبودی!

به برکت همین سکوت گلزاری از معانی رنگارنگ و دریایی ازحقایق

از دلت جاری می شود.....

آیا توانسته ایم حتی برای یک بار در سکوتی کامل،

بدون هیچ تصور از پیش ساخته ای

به حرفی یا نکته ای گوش کنیم؟!!!

آیا دعاهایمان به آن حدی رسیده که تنها سکوت باشد

و آن گاه از زبان طبیعت،

صدای خداوند را بشونیم؟

ما پیش از آنکه بشنویم،پاسخ می دهیم!

و این تنها دلیل آشفتگیهای ماست!!!!

 

پ.ن۱:هرگز برای غروب کردن خورشید گریه نکن،زیرا آنوقت اشکهایت به تو مجال نمی دهد تا زیباییهای ستاره ها را ببینی.(؟)

 

پ.ن۲:آینده از آن کسانی است که به زیبا بودن رویاهای خود ایمان دارند.( النور روزولت)

 

 

 

پ.ن۳: از این به بعد در انتهای پستم پی نوشتهای این چنینی از بزرگان خواهم داشت.از غم و ناامیدی خیلی بهتره.نظرتون چیه؟!!!

 

                                                                     

+ نوشته شده در   چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 21:15  توسط یاسمین | 
 

با بهترین آرزوها.................

 


چه شميم دل انگيزي دارد اين اشک آسمانت وچه روح انگيزست اين موهبت تو که مهربانانه عطا ميکني و در اين لحظات مي شود پرواز به سوي ياد تو را با چشمهايمان ببينيم .

گويند درهاي آسمان باز است و صدايمان رسا تراز هميشه مي رسد. تو که در اين لحظات چشم مي بندي برهمه خطاهايمان ، پس خواسته دلمان راهم برخواهي آورد .

 چه گويم که زبان دراين لحظات واژه هايش را گم مي کند . اين همه زيبايي ، اين همه شور ياد تو ! مگر خواسته اي هم ميماند ؟ همين را گويم که دلم را خانه خود کن

شب عشقبازی ، شب شیدایی ، شبی که تک تک ثانیه های مقدسش ، لحظات معاشقه و نجوا با یگانه معشوق هستیه ! شب دلهایی که لحظه شماری می کنند ... برای لحظه های آسمونی !
شب بیداری دل و خفتن دنیای مادی . شبی که درهای آسمان باز میشه و خدای مهربونمون با تمام وجودش بندگانش رو در پناه عظمت و رحمت و محبت و یگانگی خودش در آغوش میگیره . شب برآورده شدن آرزوها ..........

شب نیاز ,شب دعا ,شب آرزو ,شب به تو رسیدن ,شب از دنیا رهیدن ....امشب شب سرشار از ایمان است.....امشب را در دفتر خاطراتم قفل میکنم تا از دفترم فراری نشود ......ای خدای بزرگ با فریاد صدایت می زنم............

خدایا صدای آل یاسین به استقبال ندای آسمانیت آمده است و یاد می اندازد که شب انتظار است....

                    خدایا به تقدس این شب قسمت می دهم انتظار جمعه ها را انتها ده !!


                                                                                   التماس دعا---(یاسمین)

 


 

+ نوشته شده در   جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 0:44  توسط یاسمین | 
 

      

                                   زندگي آرام است

مثل آرامش يك خواب بلند

زندگي شيرين است

مثل شيريني يك روز قشنگ

زندگي رويايي است

مثل روياي يك كودك ناز

زندگي زيبايي است

مثل زيبايي يك غنچه باز

زندگي تك تك اين ساعت هاست

زندگي چرخش اين عقربه هاست

زندگي مثل زمان در گذراست

 

 چه شيرين است وقتی سينه ها از مهر آكنده است
چه شيرين است وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده است
چه شيرين است وقتی زندگی خالی ز نيرنگ است

***

مگو اين ‌آرزو خام است
مگو روح بشر همواره سرگردان و ناكام است

***

                                                                                 "برگزیده ای از شعر فریدون فروغی "      

 

 

+ نوشته شده در   جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 2:24  توسط یاسمین | 

 

پرنده در حسرت پرواز......

در سكوت و خلوت سحر
پنجره اي به روي پرنده باز مي شود
و افق از بدايت تا نهايت
پرنده را به پرواز مي خواند
آسمان و درخت بر او آغوش مي گشايند
و باد
در گوشش
عاشقانه آهنگ رهايي زمزمه مي كند
پرنده در حسرت پرواز
و پرواز در حسرت پرنده
اي كاش
پرنده در زندان عادت
زبان طبيعت را از ياد نبرده باشد . .
.

 

+ نوشته شده در   دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 1:25  توسط یاسمین | 

 

مادر، اي مهربانترين خلقت هستي ، روزت مبارک

مادر! امروز ، روز توست. از تو گفتن و براي تو نوشتن، قلمي توانا و هنر بيتا مي‌خواهد كه من فاقد آنم. تو بزرگتر از آني كه قلم شكسته چون مني ياراي صعود به بارگاه آسماني‌ات را داشته باشد.چه كنم كه بضاعت بيان حق شناشي سزاوارنه‌ات را ندارم. انديشه ی قاصرم و قلم الكنم ناتوانتر از آني است كه‌بتواند فرشته‌ي چون تويي را بستايد يا به اداي تكليف چشمه‌يي از درياي حق والاي مقامت بشايد. چه كنم كه توشه‌يي بيش از اين در چنته ندارم.پس سخاوتمندانه همين دلواژه‌هاي سترون و نارسم را بپذير و هماي سعادت ستايشت را بر شانه‌هاي لرزانم بنشان.

 مي‌خواهم از تويي بگويم كه زيباترين و دلاراترين مفاهيم قاموس تمام ابناي بشر از ازل تا ابد، ملهم از روح اهورايي و جايگاه فرشته گونه‌ي توست. مدار روح‌انگيزترين گلواژه‌ها در زيباترين نوشته‌ها، شعرها، قصه‌ها، سرودها، ، سخنوريها و همه هنرهاي عالم بر محور خورشيد فروزان تو مي‌چرخد. ستاره‌ ي عالي‌ترين كهكشان مفاهيم انساني از تلالوي شمش وجود تو چشمك مي زند.
به راستي چگونه مي‌توان از عالم و آدم سخن گفت، اما از سمبل همه
زيبايهايش ، يعني تو ، روي بر تافت چگونه مي‌توان طبع لطيف انسانو سجاياي عالي او را بازشناخت، اما دل در گرو تو نداد؟ چگونه مي‌توان پاكترين و با شكوه‌ترين خصايل انساني را بازگو كرد اما تابش چشم‌نواز مهپاره رخسار تو را از پس آن نديد؟اصلا" چگونه بدون الهه هستي بخش وجود تو بايد دل باخت ، دلدار بود، آيين مهرورزيآموخت، رسم پاكبازي فراگرفت، رفيق توفيق شد، صبوري پيشه كرد،قناعت ورزيد، گوهر حياء را باور كرد، ارج شرف را اندازه گرفت، زنگار جسم و روح را شست و راز روح پرنياني آدمي در شاخسار دلاويز گلستان خلقت را فهميد؟

تنها نه بخاطر بهشتي كه زير پاي توست ، نه به خاطر نسلي كه زاده توست، نه به خاطر لالايي‌هاي دلنوازت، نه به خاطر خونواره چشمان خسته‌ات، نه به خاطر رنجواره بلاكشي‌ات، نه ‌به خاطر سرشت مهرآگيني‌ات،نه به خاطر سرسبزي قلب پاكبازت، نه به خاطر زيبايي نازكي خيالت يا تردي روح دلنوازت، نه به خاطر پاكياحساس دلارايت، نه به خاطر طراوت آسمان چشمان ابريت و نه به خاطر ....، تو را مي‌ستايم به خاطر شور بالغ خداگونگي‌ات، به خاطر شاهكار شعور شرف مداريت، به خاطر گوهر دردانه حياء و نجابتت، به خاطر كولاك گرمجوش گذشت و ايثارت، به خاطر راز فاخر و زيباي مادريت،به خاطر ترك برداشتن بلور نگاه نگرانت، به خاطر آتشفشان پرگداز سوختن و ساختنت ، به خاطر غرق شدن بلم جواني و آسايشت در درياي طوفانزده بي‌قراريهاي من و به خاطر همه آنچه كه به من دادي يا ندادي، دوستت دارم و بر تو مي‌بالم و مغرورانه منتت را مي‌كشم.مي‌خواهم بداني كه بهار آرزوهايم، تنها به كرم ميزباني كريم تو گل‌افشان مي‌شود، خزان روياهايم تنها به جفاي غفلت از تو فرا مي‌رسد.تلاطم روز و شبم، از صدقه‌ي سر تو قرار پيدا مي‌كند،رزق و روزيم از بركت اذكار و ادعيه خلوت تو رونق مي‌گيرد. بيا مرا به پهندشت سبزفام رامشگاهت ببر و در دامن پر مهرت، سرم بر زانوي خسته‌ات بگذار و با دستان پر مهرت، موهايم را نوازش كن و به جاي لالايي‌هاي روح نوازت ، اسرار خداگونگي را در گوشم بخوان و فانوس نگاه تارم در صراط رحمت رحيميه حضرت دوست شو. بيا و غبارستان وجودم را با خوشاب دلستان سبز و پاكنهادت بشوي. كاش هست و نيستم را مي‌دادم تا تو از دستم راضي باشي و كريمانه از ذكر دعاي خيريت محروم نكني. بيا با سخاوت دعاي خيرت به‌ساحل فلاح روانه‌ام ساز،چون بي‌تو هيچم، بي‌بركت خشنودي تو سزاوار لهيب سوزان دوزخم، پس اگر هستم يا اميد به فرداي روشن دارم، فقط چشم طمع‌ام به سفره كرم توست.
                                        مادرم
                                  " روزت مبارك "

Image hosting by TinyPic

  پ.ن۱: خواستم برای اینکه مجبور به دادن پاسخی برای غیبتم نشم پستی متفاوت داشته باشم و این مناسبت(روز مادر) بهترین بهانه بود!!!!این متن رو هم وقتی خوندم خیلی ازش لذت بردم و گذاشتم که شما هم بخونید و لذت ببرید.این روز زیبا رو به همه زنها و مادران خوب دنیا تبریک میگم.

پ.ن۲: از همه دوستانی که با کامنتهای پرمهرشون دلجویی ام داده و دوستانی که فراموشم نکرده و سراغمو گرفتن بی نهایت متشکرم.شاید نتونم مثل قبل مداوم نت بیام.ولی سعی می کنم هرازگاهی سر بزنم.دوستتون دارم و فراموشتون نمی کنم.

 

                                                                           (یاسمین)

 

+ نوشته شده در   سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:21  توسط یاسمین | 
 
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو
درباره وبلاگ
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش
تو چه ها که نمی اندیشی...
به خود خدا...
به خودت و خدا...
و به آن چه می خواهد خدا...
این هدیه سکوت است که تو می بینی
فقط خدا مانده و تو
و هزار معجزه در انتظار تجلی....
پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد
سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن
از صدای سکوت پند گیر........

نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پيوندها
حرفهای یه پسر شر (مجید شر)
یه گوشه دنیا(علی اصغر)
روزگار تنهایی(هستی عزیزم)
فراتر از آسمان(خاله فرای عزیزم)
دل نوشته های مهدی و رها
تنهای تنهام(نازی نازم)
نیلوفر آسمونی
طعم حاشیه(احسان ولی زاده)
دایی جون دات کام(دایی احمد)
رهگذار عمر(دایی نویدم)
لاغر مردنی(پانته آ جون)
رفتی حاجی حاجی مکه(اطلسی جون)
خاطرات یک راننده کامیون(ناصر عزیز)
آه پروانه های همیشه(ترانه جون)
روز نوشتهای یک متهم زندانی(مستانه عزیز)
دنیای بازیهای تصویری(محمد عزیز)
چیزی به فردا نمانده(آرزوی عزیزم)
کنج ذهن (سوری عزیزم)
ساحره(یاسمین جون)
اسفندگان نو(جواد عزیز)
خانم پاستیل(دختر نامرئی)
فریاد(پیام عزیز)
پله پله تا معبود(سکوت عزیزم)
اسب سفید بالدار(فریناز عزیز)
چهارچوب لحظه ها(سعید و ندای عزیز)
فیزیکسرا
سلام تنهایی(بهار)
مهرگان(نیکوی عزیز)
صبح بخیر(کتایون عزیز)
یکی جلوی روزهای زندگیمو بگیره(فاطمه عزیز)
عشاق(الهام عزیز)
جو گیر نشوید لطفا(حمیده جون)
لایق بدانی یا ندانی(مجتبی عزیز)
آرتاوریژ(محمد عزیز)
با او بگو که مهر تو...(فرزانه جان)
خاطره های خنزر پنزری...
تبسم بهار
مهاجر
مهرداد خان
مسیح من(مین عزیز)
از زیرود تا شهنیا(هادی بافنده)
ماجراهای شازده اسدالله میرزا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال كيوان

تغييرات
مجيد شر


کد آهنگ در موزیک رضا