تبليغاتX
حصار سکوت Clicky Web Analytics Clicky
یه روزی - یه جایی - یه جوری - یه چیزی - یه کسی...صبر داشته باش...!!!

 

سلام

 

من بازم  از طرف دایی نوید عزیز به یه بازی خوشگل دیگه دعوت شدم.اینکه در مورد آرزوهای محالم بنویسم.کمی دیر شده.ولی چون خیلی این بازی رو دوست دارم می خوام پستش کنم!گرچه بعضی از آروزهای محالم رو نمیشه اینجا بگم.

در ضمن من یه توضیحی بدم که به نظر من نمیشه گفت محال.چون این کلمه برای من بوی ناامیدی میده.و من از ناامید بودن بیزارم.در منتهای باور ما برای محال بودن - باز هم ممکنه روزنه ای وجود داشته باشه.

1-آرزو داشتم در ایرانی آزاد و آباد و صمیمی همه هموطنانم در کمال خوشی و شادی -بدون معضلهایی با عناوین مختلف فقر-بیکاری-اعتیاد -طلاق .... زندگی کنند.

2-آرزو دارم هرگز هیچوقت جنگ وجود نداشته باشه.و همه موجودات جهان در کمال صلح و دوستی به سر برند.

3-یه آرزوی من دقیقا عین آرزوی دایی نویده:"دلم میخواد روزی با همه دوستان وبلاگنویس که باهاشان از این طریق آشنا ودوست شدم در یک مهمانی بزرگ در باغ یا سالنی مجلل در  یکی از شهر های شمالی کنار دریا ..... دور هم باشیم وهر کدام از بزرگ تا کوچک به نوبت  پشت میکروفن قرار بگیرند واز خودشان و هر چه که دوست دارند سخنرانی کنند."

4-آرزو دارم هرگز هیچ کودک معصومی تحت آزار و شکنجه قرار نگیرد....

5-آرزو دارم به یکی از آرزوهایی که برام خیلی غیر واقعی تر از بقیه است برسم.

6-آرزو می کنم قبل از همه عزیزانم بمیرم.

7-آرزوی اجرای عدالت واقعی را برای همه مردم میهنم مخصوصا زنان ایرانم دارم.

پ.ن: آرزوهای آدمی تمامی نداره.اما بهتره وارد جزییات نشم و به همین آرزوهای تقریبا کلی بسنده کنم.

من هم به نوبه خودم از دوستان ذکر شده در زیر برای این بازی دعوت میکنم.

خاله فرای عزیزم(آخه خیلی دلم می خواد نوشته های شمارو در این مورد هم بخونم)

مجید شر عزیز

نازی نازم

نیلوفری مهربون

دایی احمد  عزیز

مجتبی عزیز

یاسر عزیز

امین عزیز(که می دونم شرکت نمی کنه.ولی نمی دونم چرا از دعوت نشدنش گله هم می کنه)

بقیه دوستان هم یا دعوت شدند قبلا و یا کم پیدان و نیستن.

مرسی دایی نوید

                                                                                                (یاسمین)

 

+ نوشته شده در   یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 1:44  توسط یاسمین | 
 

     وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی             ای سر انگشت تو آغاز گل افشانیها

                                                                                                        (قیصر امین پور)

سلام!

 

دارم فکر می کنم هر گاه که به سال نو نزدیک می شیم هم خودمون رو برای استقبال از بهار آماده می کنیم و هم باید به این نکته بیندیشیم که یک سال از عمر گرانمایه ما گذشته.بهار فرصت مغتنم و خوبی است برای اینکه کلاهمان را قاضی کنیم و ببینیم در سالی که گذشت چه کرده ایم؟آیا یک گام به جلو برداشته ایم یا نه؟!آیا دلی را به دست آورده ایم یا برعکس دلی را شکسته و از خود رنجانده ایم؟

بهار یک پیام رسا و زیباست.پیامی که مارا به سبز شدن و سبز بودن فرا می خواند.و این میسر نیست مگر با اراده و ایمان خودمان.باید خود را از زردیها و بدیها بتکانیم.باور کنید دل ما هم نیاز به خانه تکانی دارد.

کینه ها و هوسها و خودخواهیها باید از آن بیرون ریخته شود و به جای آن مهر و عشق و محبت و نوعدوستی بنشیند.

یک سال دیگر را همنفس و همراه با شما عزیزانم به پایان می رسانم و با لبخند و امید به استقبال بهار می رویم.از بودن با تک تک دوستان در این محیط لذت بردم.در غم و شادیم با من همراه بودید.با شما احساس آرامش و شادابی داشتم. برای همه شما دوستان وبلاگیم آرزوی سالی خوش و پر از شادی و موفقیت دارم.امیدوارم برای دوستان خارج از ایرانمان مخصوصا دایی نوید خوبم و لاغرمردنی عزیزم  این احساس زیبای سال نو باشد.حتی اگر آنجا بهار نباشد.مهم دلهای ماست که بهاری است.

ناصری تولدت مبارک......... 

پ.ن:امشب - شب تولد یکی از دوستای خوب و دوست داشتنی وبلاگیم جناب ناصر خان عزیز

می باشد.که من واقعا از خوندن وبلاگش لذت می برم و گاهی نوشته هاش میشه عین احساسات خودم.

ناصر توانایی فوق العاده ای در نوشتن داره و من بارها در بسیاری از پستهای وبلاگش از اینکه اینقدر خوب و زیبا می تونه احساسش رو به خواننده انتقال بده بهش غبطه خوردم.از اینکه با وبلاگش آشنا شدم بی نهایت خوشحالم و به دوستی با ایشون افتخار میکنم.امشب شب تولد ناصره.خوشحالم که در این شب قشنگ تو شادی و در کنار آسیه عزیز و نیوشای نازنین شب خوشی رو داری.همچنین در کنار آلبالوی خوشمزه ات.چه خوبه که خوش رکابتو گرفتی و دیگه نگران نیستی.همه شبهات مهتابی ناصر عزیز و همه روزهات آفتابی. آرزو میکنم به همه آرزوهای خوبت برسی. تولدت مبارک

ناصر یادت باشه کمرنگ هم بشی نباید نت رو ترک کنی.ما به وبلاگت و نوشته های قشنگت وابسته ایم و دوست داریم باز هم مطالبت رو بخونیم.برای تو و همسر خوبت و دختر نازت آرزوی بهترینها رو دارم.

                                                                                                   (یاسمین)

 

+ نوشته شده در   پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 1:11  توسط یاسمین | 
 
 
 
 
 هجوم برف زمستان نیز
چنان نکرد
که چتر سپید بهار
شاخسار نازک تو را.....
 
پ.ن: این پست فقط برای این بود که اعلام وجود کنم.به زودی با یه پست دیگه بر میگردم.
 
 
 
+ نوشته شده در   دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 1:30  توسط یاسمین | 
سلام دوستان:

دایی نوید عزیز ازم برای نوشتن پستی دعوت کرده که برای خودم خیلی جالب بود.و از اونجاییکه از پست دیشبم خودم هم ناراضی بودم بهترین بهانه دیدم که پستی جدید داشته باشم و خودم رو از عذاب پست قبلی رها کنم.خب آدمیزاده دیگه.یه وقتهایی احساسش بر عقلش غلبه میکنه.

در این بازی باید از ۷ آهنگی که تا حالا شنیده ام و برام یادآور خاطره ای هستند بنویسم.و از دیگر دوستانم هم دعوت کنم.ضمن تشکر از دایی نوید عزیز که از من هم دعوت کرده از چندتا آّهنگ که هر وقت بهشون گوش میدم ناخودآگاه یاد خاطره ای میفتم می نویسم.(دایی  متشکرم)البته من متاسفانه خیلی به اسم آهنگها و یا نام آلبومهاشون توجه نمی کنم.بنابراین یکی دو بیت اول هر آهنگ رو می نویسم همراه با نام خواننده اش:

۱- هایده: قلبم گرفت ای نازنین -نفس دیگه نفس نیست.(از خیلی قدیما این آهنگ رو که می شنیدم بغضم میگرفت و گریه میکردم)

۲-معین:دلم میخواد به اصفهان برگردم-بازم به اون نصف جهان برگردم.(روزاییکه برای کنکور درس می خوندم این ترانه رو گوش میدادم و برعکس همه که تهران رو دوست داشتن برای ادامه تحصیل من آرزو میکردم دانشگاه اصفهان قبول شم.که در یکی از شهرای این استان پذیرفته شدم.ای روزگار.........)

۳-گوگوش: برای خواب معصومانه عشق -کمک کن بستری از گل بسازیم.(دانشجو که بودم شبها که می خوابیدیم با دو هم خونه دیگه ام از رویا درخواست ترانه میکردیم و رویا خیلی زیبا و با صدایی نزدیک به صدای گوگوش همیشه این آّهنگ رو می خوند.دلم واقعا برای اون شبها تنگ شده)

۴-ویگن(مرا ببوس مرا ببوس-برای آخرین بار ترا خدا نگهدار که میروی به سوی سرنوست.(جشن فارغ التحصیلی دانشگاه که در طول مراسم بین برنامه ها این آّهنگ رو بدون کلام میذاشتن.یادش بخیر)

۵-محمد اصفهانی: تو ای پری کجایی...که رخ نمی نمایی.از آن بهشت پنهان دری نمی گشایی.(آخرای سال ۸۴ که توی وبلاگم به دلایلی از همه خداحافظی کردم و گفتم شاید دیگه بر نگردم.یه دوستی که اون روزا خیلی مرام و معرفت داشت این آلبوم رو به من تقدیم کرد....کاش دوستیها پیدار بود)

 ۶-عارف:یه دل میگه برم برم یه دلم میگه نرم نرم -طاقت نداره دلم دلم ترکت نکنم(یه روزی برای تصمیم گیری خیلی دو دل بودم)

۷-نیما:باز هم آمدی تو بر سر راهم -آی عشق میکنی دوباره گمراهم....(همین آهنگ وبلاگمه.خیلی دوستش دارم و خاطره های زیادی باهاش دارم)

خب قطعا ترانه های دیگه ای هم هست که برام یادآور خاطره های زیادی باشه اما قرار شد ۷ تا بگم.اینا قشنگتر بودن.

من هم به نوبه خودم از دوستان زیر برای این بازی دعوت میکنم:

۱-خاله فرای عزیز

۲-مجید شر عزیز

۳-نازی عزیز

۳-اطلس عزیز

۴-نیلوفر عزیز

۵-مجتبی عزیز

۶-امین عزیز

دوستان عزیزم:ناصر و لاغر مردنی و حمیده و ترانه رو هم خواستم دعوت کنم که قبلا این عزیزان توسط دایی نوید شکار شدن.

 

پ.ن: خوشحالم که این پست رو داشتم.نمی دونم چرا....ولی حس میکنم منو از کسالت درآورد.بازم ممنونم دایی نوید خوبم.

                                                                                              (یاسمین)

 

+ نوشته شده در   جمعه دهم اسفند 1386ساعت 1:48  توسط یاسمین | 

 

همیشه وقتی یک جای کار لنگ است

 

ما درست تر رفتار میکنیم

 

و چون تمام قطعه ها کامل شد

 

دیگر فکر میکنیم نیازی به محبت نیست

 

و تمام فاجعه از آنجا شروع می شود

 

.که حس می کنیم دیگر نیازی به دوست داشتن و یا حداقل ابراز آن نیست

سکوت.................

 

آنچه از سیمای من پیداست غیر از درد نیست

 

گرچه گاهی پشت یک لبخند  پنهان می شود

 

                                                             
                                                                (یاسمین)

 

+ نوشته شده در   پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 1:8  توسط یاسمین | 

 

اینکه مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست؛ ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود. ماهی کوچکی که طعم تنگ بلورین، آزارش می دهد و بوی دریا هوایی اش کرده است.قلب ها همه نهنگانند در اشتیاق اقیانوس . اما کیست که باور کند در سینه اش نهنگی می تپد! ...

 

آدم ها ، ماهی را در تنگ دوست دارند و قلب ها را در سینه ...
ماهی اما وقتی در دریا شناور شد، ماهی ست و قلب وقتی در خدا غوطه خورد، قلب است.
هیچ کس نمی تواند نهنگی را در تنگی نگه دارد؛ تو چطور می خواهی قلبت را در سینه نگه داری؟ و چه دردناک است وقتی نهنگی مچاله می شود و وقتی دریا مختصر می شود و وقتی قلب خلاصه می شود و آدم، قانع.
این ماهی کوچک اما بزرگ خواهد شد و این تنگ بلورین، تنگ و سخت خواهد شد و این آب ته خواهد کشید.
تو اما کاش قدری دریا می نوشیدی و کاش نقبی می زدی از تنگ سینه به اقیانوس. کاش راه آبی به نامنتها می کشیدی و کاش این قطره را به بی نهایت گره می زدی. کاش ...
***

ماهی کوچک دل............

بگذریم ...
دریا و اقیانوس به کنار. نامنتها و بی نهایت پیشکش.
کاش لااقل آب این تنگ را گاهی عوض می کردی . این آب مانده است و بو گرفته است. و تو می دانی آب هم که بماند می گندد، آب هم که بماند لجن می بندد.
و حیف از این ماهی که در گل و لای، بلولد و حیف از این قلب که در غلط بغلتد!


                                                                                                  (عرفان نظر آهاری)

 

+ نوشته شده در   چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 0:34  توسط یاسمین | 
 
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو
درباره وبلاگ
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش
تو چه ها که نمی اندیشی...
به خود خدا...
به خودت و خدا...
و به آن چه می خواهد خدا...
این هدیه سکوت است که تو می بینی
فقط خدا مانده و تو
و هزار معجزه در انتظار تجلی....
پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد
سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن
از صدای سکوت پند گیر........

نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پيوندها
حرفهای یه پسر شر (مجید شر)
یه گوشه دنیا(علی اصغر)
روزگار تنهایی(هستی عزیزم)
فراتر از آسمان(خاله فرای عزیزم)
دل نوشته های مهدی و رها
تنهای تنهام(نازی نازم)
نیلوفر آسمونی
طعم حاشیه(احسان ولی زاده)
دایی جون دات کام(دایی احمد)
رهگذار عمر(دایی نویدم)
لاغر مردنی(پانته آ جون)
رفتی حاجی حاجی مکه(اطلسی جون)
خاطرات یک راننده کامیون(ناصر عزیز)
آه پروانه های همیشه(ترانه جون)
روز نوشتهای یک متهم زندانی(مستانه عزیز)
دنیای بازیهای تصویری(محمد عزیز)
چیزی به فردا نمانده(آرزوی عزیزم)
کنج ذهن (سوری عزیزم)
ساحره(یاسمین جون)
اسفندگان نو(جواد عزیز)
خانم پاستیل(دختر نامرئی)
فریاد(پیام عزیز)
پله پله تا معبود(سکوت عزیزم)
اسب سفید بالدار(فریناز عزیز)
چهارچوب لحظه ها(سعید و ندای عزیز)
فیزیکسرا
سلام تنهایی(بهار)
مهرگان(نیکوی عزیز)
صبح بخیر(کتایون عزیز)
یکی جلوی روزهای زندگیمو بگیره(فاطمه عزیز)
عشاق(الهام عزیز)
جو گیر نشوید لطفا(حمیده جون)
لایق بدانی یا ندانی(مجتبی عزیز)
آرتاوریژ(محمد عزیز)
با او بگو که مهر تو...(فرزانه جان)
خاطره های خنزر پنزری...
تبسم بهار
مهاجر
مهرداد خان
مسیح من(مین عزیز)
از زیرود تا شهنیا(هادی بافنده)
ماجراهای شازده اسدالله میرزا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال كيوان

تغييرات
مجيد شر


کد آهنگ در موزیک رضا