تبليغاتX
حصار سکوت Clicky Web Analytics Clicky
یه روزی - یه جایی - یه جوری - یه چیزی - یه کسی...صبر داشته باش...!!!

 

بال و پرم را بستند , نمی دانستند برای پرواز , ذهنم را زنده نگه داشته ام .

مشامم را پر از بوی مرگ کردند و چشمانم را سیراب از خون , نمی دانستند من با روحم نفس می کشم و با چشمان دل زیبایی ها را می کاوم .

به لبانم لباس غم پوشاندند , نمی دانستند به لبخندی , این لباس تنگ را پاره می کنم .

به دهانم قفل خاموشی زدند , نمی دانستند قلم و نگاهم شاه کلید سخنانم اند .

به دست و پایم زنجیر زدند , نمی دانستند رقص روح با مهتاب را در مکتب نسیم آموخته ام .

دور و برم را پر کردند از دروغ و نفرت و ریا , نمی دانستند که عشق را با تک رنگ آبی به دوستان هدیه می کنم.

آری...

ذهنم هنوز می تپد و قلبم آزاد است .

پر می کشم ,

اوج می گیرم ,

می خندم و زندگی را معنا می بخشم .

درست است..

من برای زندگانی کردن آمده ام نه زنده ماندن ...

---------------------------------------------------------------------

در شادی ها , لبخند زده , مصرانه اعلام می کنیم : زنده باد مستی در دو روزه هستی .

به تلنگری , تکرار را بهانه کرده , بی قرار تجربه نیستی می شویم و فریاد می زنیم : ای خدا خسته ام ز مستی و هستی .

در فرصت هستی , این قدر با عشق و بی وفایی سرد و گرم می شویم تا بالاخره ترک خورده , پودر می شویم .

خداحافظی می کنیم با هستی و همراه با نسیم پر می کشیم به وادی نیستی .

و شاید سرایی دیگر برای آغاز مجدد هستی .

پس بخندیم و عشق بورزیم در این هستی چون گامی بیش نیست میان هستی و نیستی ....

 

+ نوشته شده در   پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 15:20  توسط یاسمین | 
 

خانه ام بی آتش

دستهایم بی حس و نگاهم نگران

می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس

این قلم- این کاغذ- اینهمه مورد خوب!!!

راستش می دانی طاقت کاغذ من طاق شده...

پیکر نازک تنها قلمم زیر آوار غم و درد خرد شده!

می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس...

می توانی تو از این وحشی طوفان بنویس!

من دگر خسته شدم..

آری می شود زیبا دید-می شود آبی ماند!

اما گل پرپر شده را زیبایی است؟!رنگ مرگ آیا آبی است؟!!

می توانی تو بیا-این قلم-این کاغذ

بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس

بنویس از کمر بید شکسته و یک پنجره ساکت و بسته!!!

ازمن! "آنکه اینگونه به امید سبب ساز نشسته"

هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش..

صحنه پیچش یک پیچک زشت دور دیوار صدا!

حمله خفاش و مردن گنجشکان!!

جراتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟ کاغذت می سوزد؟!

من دگر خسته شدم.می توانی تو بیا

این قلم-این کاغذ-اینهمه مورد خوب!!!

........................................................................................

دوستای عزیز و مهربونم:

بابت تبریکات و تسلیتهاتون متشکرم.برای همه شما خوبان شادی آرزو می کنم.

                                                                                                     (یاسمین)

 

+ نوشته شده در   شنبه سوم شهریور 1386ساعت 10:57  توسط یاسمین | 
 
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو
درباره وبلاگ
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش
تو چه ها که نمی اندیشی...
به خود خدا...
به خودت و خدا...
و به آن چه می خواهد خدا...
این هدیه سکوت است که تو می بینی
فقط خدا مانده و تو
و هزار معجزه در انتظار تجلی....
پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد
سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن
از صدای سکوت پند گیر........

نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پيوندها
حرفهای یه پسر شر (مجید شر)
یه گوشه دنیا(علی اصغر)
روزگار تنهایی(هستی عزیزم)
فراتر از آسمان(خاله فرای عزیزم)
دل نوشته های مهدی و رها
تنهای تنهام(نازی نازم)
نیلوفر آسمونی
طعم حاشیه(احسان ولی زاده)
دایی جون دات کام(دایی احمد)
رهگذار عمر(دایی نویدم)
لاغر مردنی(پانته آ جون)
رفتی حاجی حاجی مکه(اطلسی جون)
خاطرات یک راننده کامیون(ناصر عزیز)
آه پروانه های همیشه(ترانه جون)
روز نوشتهای یک متهم زندانی(مستانه عزیز)
دنیای بازیهای تصویری(محمد عزیز)
چیزی به فردا نمانده(آرزوی عزیزم)
کنج ذهن (سوری عزیزم)
ساحره(یاسمین جون)
اسفندگان نو(جواد عزیز)
خانم پاستیل(دختر نامرئی)
فریاد(پیام عزیز)
پله پله تا معبود(سکوت عزیزم)
اسب سفید بالدار(فریناز عزیز)
چهارچوب لحظه ها(سعید و ندای عزیز)
فیزیکسرا
سلام تنهایی(بهار)
مهرگان(نیکوی عزیز)
صبح بخیر(کتایون عزیز)
یکی جلوی روزهای زندگیمو بگیره(فاطمه عزیز)
عشاق(الهام عزیز)
جو گیر نشوید لطفا(حمیده جون)
لایق بدانی یا ندانی(مجتبی عزیز)
آرتاوریژ(محمد عزیز)
با او بگو که مهر تو...(فرزانه جان)
خاطره های خنزر پنزری...
تبسم بهار
مهاجر
مهرداد خان
مسیح من(مین عزیز)
از زیرود تا شهنیا(هادی بافنده)
ماجراهای شازده اسدالله میرزا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

ديجيتال كيوان

تغييرات
مجيد شر


کد آهنگ در موزیک رضا