![]() |
![]() |
|
| یه روزی - یه جایی - یه جوری - یه چیزی - یه کسی...صبر داشته باش...!!! |
|
این روزها حس می کنم گرفتن سهم هر کس از زندگی ساده نبوده.گاهی هم زندگی با بی رحمی سهمت را از زندگی می دزدد و تو را در حسرتش می نشاند....! اما برای اینکه به تقدیر بگویی که با تدبیرش کنار آمده ای می توانی مدادرنگیها را برداری و رنگین کمانی خوشرنگ بر دفتر سرنوشت بکشی....رنگین کمانی از عشق-محبت-امید-صفا-صداقت و لبخند و وفاداری. زندگی در دستهای من و توست.اما دقایقی در زندگی هستند که شاید از دستهای من و تو گریخته اند!دقیقا در روزهایی که شاید هیچ انتظارش را نداشتم سرنوشت مرا وادار به ترک رویاها کرد و مرا به سوی حقیت زندگی سوق داد... من غروبی پر از دلتنگی بودم و شبهایم پر از دلواپسی...و اکنون همراهی یافته ام که برایم طلوعی تازه است...نوید بخش روزهای خوش! ۱۵مرداد آغازی است که از این به بعد هر سال برای من تداعی زندگی نوینم می باشد.اینکه می توان باز هم از نو آغاز کرد....هر سال که دفتر خاطره ام را ورق بزنم هربار ۱۵مرداد آغازی از یک خاطره با حسی مبهم و ناشناخته اما شیرین و دلپذیر می باشد. اینک به صفحات بهاری با تو بودن می رسم و بنفشه هایی که از لابلای واژه ها سرک می کشند برایم شروع بهاری دیگر از زندگی نوینم را نوید می دهند.آری...روی شفاف ترین شبنمهای رز با مبهم ترین بوسه و زیباترین ترانه می خواهم که دوستت داشته باشم تا همیشه! .......................................................................................... از همه دوستان خوبم که همیشه همراه من بوده اند صمیمانه قدردانی می کنم.عدم حضور این چند مدت مرا ببخشید.بعد از مدتی نه چندان طولانی بر میگردم.دوستتان دارم (یاسمین) |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 10:44 توسط یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش تو چه ها که نمی اندیشی... به خود خدا... به خودت و خدا... و به آن چه می خواهد خدا... این هدیه سکوت است که تو می بینی فقط خدا مانده و تو و هزار معجزه در انتظار تجلی.... پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن از صدای سکوت پند گیر........ |
|
RSS
مجيد شر |