![]() |
![]() |
|
| سرمایه هر دلی حرفهایی است که برای نگفتن دارد! |
|
||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 11:24 توسط یاسمین |
|
|
او گريست و گريه اش ترجمان بهترين سرود زندگي بود. ارديبهشت بیستمین روزش رسيد و گرمايي فرح بخش بر جان آفتاب افكند. طعم طلوع در كام آفتاب شيرين نشست ، چادر سياه شب چاك چاك شد ، صداي تكبير بر گلدسته هاي صبح طنين انداخت ، نماز عشق در سپيده دم ۲۰ ارديبهشت اقامه شد ، منادي صبح خوشايند ترين پيغام روز را سرداد ..... فرای عزیز ما متولد شد فصلی تازه آغاز شد و همه همصدا با پريان سپيد پوش زمزمه فصلی تازه را براي بهترين مولود ارديبهشت سر دادند:
دوچندان باد شکوه آفتاب اردیبهشت
تو از كدام كهكشاني كه در قاب آينه ها مي درخشي؟ تو گل كدام خورشيدي كه ديدارت دريچه اي است رو به سپيده! تو از كدام بهشتي كه حضورت شكفتن گلهاست وهر جا مي ايستي شكوفه مي رويد. تويادگار كدام ستاره اي كه چراغ اشك هايت را بر دروازه هاي قلبهامان مي آويزيم؟! تو الهه كدام شاپركاني كه لباسي از پرنيان ابر به تن داري ودر سكوت تو حسرت هزاران پروانه در طواف شمع رويت نهفته ، تو دختر كدام خدايي كه مهربانيت عطر شبانه شب بو هاست و از صدايت چشمه هاي زلال عشق مي جوشد! تو بابونه ی كدام بهاري كه ازخنده ات دشت خاطره هاي ما معطر شده؟ اي صبور صمیمی! تولدت مبارك باد. (یاسمین)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 0:3 توسط یاسمین |
|
|
می خوام يه قصه بگم از سرشت آدما روزی که تو آسمون تک و تنها بود خدا ! اون روزا آسمونا رنگشون آبی نبود! تو دل ستاره ها درد بی خوابی نبود ! یه روزی خدا اومد یه ذره خاکُ گرفت! به هوای عشق تو گِل آدم و سرشت! برا خوشحالی تو این زمین و آفرید این همه کهکشونو روی دامن تو چید ! برای چشمای تو بهشت و بهونه کرد! با ناز نگاه تو دوزخ و ویرونه کرد! برا عطر نفس هات نسیم و آواره کرد!برای بچگی هات زمین و گهواره کرد! خورشید و برای تو ، توی آسمون گذاشت! گلای سرخ و فقط، برا خاطره تو کاشت! بارون و به خاطر سبزی دل به تو داد! برا بوییدن تو خودشو رسوند به باد ! از سیاهی چشات قطره ای جوهر گرفت ! بعد از اون شد که دیگه ، شب زیبا سر گرفت! از صدای گریه هات رعد و برق و آفرید ! دونه های اشکتو روی دریاها پاشید! امید رو به یاد تو به زمین ارزونی کرد ! از غم چشمای تو پاییزو زندونی کرد! روزی که خدا تو رو سرور دنیا می کرد ! با گلاب عشق ِ تو دل ها رو معنا کرد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:34 توسط یاسمین |
|
|
یک شب پرستاره است...اتاقم پر از سکوت و تنهایی است... دقایقی از رفتن تو میگذرد.... با چشمان مضطربم رفتنت را نگاه کردم...وقتی با نگاهم از خم کوچه تاریک تو را التماس کردم تو به لبخندی گرم پاسخ تمام دلواپسیهایم را دادی...! به اتاقم برگشتم و با خیال مهربانیهایت دلگرم می شوم. وقتی مرا به خویش می خواندی.... نگاه پرمهرت و لبخند همیشگی ات همه سرمای وجودم را ربود. گفتی که بگویم تا همیشه با تو می مانم!؟ آخر مگر تا همیشه همسفر نیستیم!؟مگر جایی حضوری از تنهایی حس کردی؟ با تو می مانم.به روح بیقرار من نظر نکن.قلب من تو را می خواند و دوستت دارد. میان کلمات سرگردانم...می خواهم با وسواس بهترینها را گلچین کنم و برای تو بگویم که چقدر دوستت دارم....اما باز هم من و کلمات کم آورده ایم!!! پنجره اتاقم را باز می کنم و گوش به نوای زیبای مرغ عشق می سپارم...عطر بهار نارنج هم بیداد میکند.می روم به رویا و باز هم خاطره ها...... من با بهار-با نوای چلچله ها-با عطر بهار نارنج-با بنفشه ها و شقایقها و یاسها دنیایی دارم که مرا به خلسه می برد...از خود بیخود می شوم. و انگاه است که تو دلواپس من می شوی....آخر تو نمیدانی من چه رویای قشنگی دارم... پنجره را می بندم...خاطره را در لابلای دفترم حبس می کنم.و به گلهای یاسی که هدیه توست خیره می شوم! این دلنوشته ها-این گلبرگهای یاس که اطراف رزهای زیبا را گرفته اند.این بوی بهار نارنجها برای این است که بدانیم همیشه با هم هستیم و دلهایمان برای هم می تپد. و این چیزی نیست جز حس قشنگ دوست داشتن...چیزی نمی تواند حس بودن و دوست داشتن را از ما بگیرد. باور کن همیشه دوستت دارم....و دوستت خواهم داشت. چرا که تو دنیای مهرو محبت و صفایی! (یاسمین)
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 10:43 توسط یاسمین |
|
|
صفحه نخست پست الكترونيك آرشيو |
| درباره وبلاگ |
سکوت صدایی ندارد!
فقط هوای تو را دارد که در بکری لحظه هایش تو چه ها که نمی اندیشی... به خود خدا... به خودت و خدا... و به آن چه می خواهد خدا... این هدیه سکوت است که تو می بینی فقط خدا مانده و تو و هزار معجزه در انتظار تجلی.... پاداش سکوت, بارش رحمت الهی را وعده می دهد سکوت کن! و آنچه را که تا کنون به آن عشق نورزیده ای, تصور کن از صدای سکوت پند گیر........ |
| پيوندهاي روزانه |
|
آرتاوریژ لایق بدانی یا ندانی... Finding The Best جوگیر نشوید لطفا باغ خیال باد خزون سرگردون(احسان) پنجره نگاه من سکوت سرد اراز(محمد) آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
مجيد شر |